تبليغاتX
مارا در گوگل محبوب کنید :
لطفا کمی عاشق باشید !

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

لطفا کمی عاشق باشید !


ابزار نظرسنجی



 


 

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل درد آشنا دیوانه است

می روم شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم آغوشت کنم

می روم از رفتن من شاد باش

از عذاب دیدنم آزادباش

گر چه تو تنها تر از ما می شوی

آرزو دارم ولی عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی بر خوردهای سرد را... !



:: موضوعات مرتبط: شعر

نویسنده : massi تاریخ : شنبه سیزدهم اسفند 1390      

نمره صفر این دانش آموز پس از اعتراض بیست شد

Q1. In which battle did Napoleon die?
* his last battle
درکدام جنگ ناپلئون مرد؟
در اخرین جنگش

Q2. Where was the Declaration of Independence signed?
* at the bottom of the page
اعلامیه استقلال امریکا درکجا امضاشد؟
در پایین صفحه

Q3. How can u drop a raw egg onto a concrete floor without cracking it?

*Concrete floors are very hard to crack.
چگونه می توانید یک تخم مرغ خام را به زمین بتنی بزنید بدون ان که ترک بردارد؟
زمین بتنی خیلی سخت است و ترک بر نمی دارد


Q4. What is the main reason for divorce?
* marriage
علت اصلی طلاق چیست؟
ازدواج

Q5. What is the main reason for failure?
* exams
علت اصلی عدم موفقیتها چیست؟
امتحانات

Q6. What can you never eat for breakfast?
* Lunch & dinner
چه چیزهایی را هرگز نمی توان درصبحانه خورد؟
نهار و شام

Q7. What looks like half an apple?
* The other half
چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟
نیمه دیگر ان سیب

Q8. If you throw a red stone into the blue sea what it will become?
* it will simply become wet
اگر یک سنگ قرمز را در دریا بیندازید چه خواهد شد؟
خیس خواهد شد

Q9. How can a man go eight days without sleeping ?

* No problem, he sleeps at night.
یک ادم چگونه ممکن است هشت روز نخوابد؟
مشکلی نیست شبها می خوابد

Q10. How can you lift an elephant with one hand?
* You will never find an elephant that has only one hand..
چگونه می توانید فیلی را با یک دست بلند کنید؟
شما امکان ندارد فیلی را پیدا کنیدکه یک دست داشته باشد

Q11. If you had three apples and four oranges in one hand and four apple
and three oranges in other hand, what would you have ?
* Very large hands
اگر در یک دست خود سه سیب و چهارپرتقال و در دست دیگر سه پرتقال و چهار سیب داشته باشید کلا چه خوهید داشت؟
دستهای خیلی بزرگ

Q12. If it took eight men ten hours to build a wall, how long would it take four men to build it?
* No time at all, the wall is already built.
اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار را بسازند چهارنفر ان را درچند ساعت خواهند ساخت؟
هیچ چی چون دیوار قبلا ساخته شده



:: موضوعات مرتبط: طنز

نویسنده : touhid_big تاریخ : پنجشنبه یازدهم اسفند 1390      

خطی کشید روی تمام سوال ها
تعریف ها معادله ها احتمال ها

خطی کشید روی تساوی عقل و عشق
خطی دگر به قائده ها و مثال ها

خطی دگر کشید به قانون خویشتن
قانون لحظه ها و زمان ها و سال ها

از خود کشید دست و به خود نیز خط کشید
خطی به روی دفتر خط ها و خال ها

خط ها به هم رسید و به یک جمله ختم شد

با عشق ممکن است تمام محال ها

فاضل نظری



:: موضوعات مرتبط: شعر

نویسنده : massi تاریخ : دوشنبه یکم اسفند 1390      

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

یادمان باشد از امروز جفایی نکنیم
گرچه در خویش شکستیم صدایی نکنیم 
پر پروانه شکستن هنر انسان نیست
گر شکستیم به غفلت من و مایی نکنیم
یادمان باشد اگر شاخه ای را چیدیم
وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند 
طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم



:: موضوعات مرتبط: شعر

نویسنده : massi تاریخ : دوشنبه یکم اسفند 1390      

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد

که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم

هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر

هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد

جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها

عاقبت با قلم شرم نوشتند : نشد !

فاضل نظری



:: موضوعات مرتبط: شعر

نویسنده : massi تاریخ : دوشنبه یکم اسفند 1390      

بدون شرح ...


:: موضوعات مرتبط: عکس

نویسنده : touhid_big تاریخ : یکشنبه سی ام بهمن 1390      

زمستون

زمستون تن عریون باغچه

چون بیابون

درختا با پاهای برهنه

زیر بارون

 

نمی دونی

تو که عاشق نبودی

چه سخته مرگ گل برای گلدون

گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهونه

واسه هم قصه گفتن عاشقانه

 

چه تلخه

باید تنها بمونه قلب گلدون

مثه من که بی تو نشستم زیر بارون زمستون

 

زمستون برای تو قشنگه پشت شیشه

بهاره،زمستونا برای تو همیشه

تو مثل من زمستونی نداری

که باشه لحظه چشم انتظاری

گلدون خالی ندیدی

نشسته زیر بارون

گلای کاغذی داریم تو گلدون

تو عاشق نبودی

ببینی تلخ روزای جدایی

چه سخته،چه سخته

بشینم بی تو با چشمای گریون



:: موضوعات مرتبط: شعر

نویسنده : touhid_big تاریخ : یکشنبه سی ام بهمن 1390      

خاقان دل
حک کرده ام نام تو را در گوشه ی پنهان دل
جایی که می بیند فقط آن گوشه را جانان دل
دل آب وجارو کرده ام آماده ی دیدار تو
شو از کرم ای نازنین تو ساعتی مهمان دل
هرروز وهر شب پا بنه بر فرش دل بر چشم دل
افزون نما با مقدمت گنجینه ی ایمان دل
چون تو بیایی میرود ابر سیاه غم کنار
چتری بگیرم بر سرت از این همه باران دل
بی تو بمیرد این دلم نومیدو تاریک وتباه
باتو چراغانی کنم سرتاسر ایوان دل
نام تو آید بر زبان رو میشود گنج نهان
چین دلم در دست تو ای شاه وای خاقان دل

مینا محمودی



:: موضوعات مرتبط: شعر

نویسنده : touhid_big تاریخ : شنبه بیست و نهم بهمن 1390      

قتل عام بغض ...
شب و تنهایی و غم در کنارم!
غریبی ؛ بی کسی ؛ دار و ندارم!
همین دیشب زمین را چاک کردم!
گلم را روی قلبم خاک کردم!
غمی سنگین به روی ِ سینه ی من!
نمی بینی؟! ، شدم آیینه ی من؟!
دلم نذر نگاهت ای مُنیرم!
الهی جای ِ تو هر شب بمیرم!
تو عمق حیرت ِ آیینه بودی!



:: موضوعات مرتبط: شعر

ادامه مطلب...
نویسنده : touhid_big تاریخ : شنبه بیست و نهم بهمن 1390      

اگر تو بازنگردي
اگر تو بازنگردي

    قناريان قفس قاريان غمگين را

                        كه آب خواهد داد

                            كه دانه خواهد داد ؟

اگر تو باز نگردي

بهار رفته در اين دشت برنمي گردد

    به روي شاخه گل غنچه اي نمي خندد

        و آن درخت خزان ديده تور سبزش را به سر نمي بندد

 

اگر تو بازنگردي

    كبوتران محبت را

        شهاب ثاقب دستان مرگ خواهد زد

    شكوفه هاي درختان باغ حيران را

                                تگرگ خواهد زد

 

اگر تو بازنگردي

    به طفل ساده خواهر كه نام خوب تو را

            ز نام مادر خود بيشتر صدا زده است

                چگونه با چه زباني به او توانم گفت

                                                كه برنمي گردي

 

و او كه روي تو هرگز نديده در عمرش

    دگر براي هميشه تو رانخواهد ديد

        و نام خوب تو در زهن كودك معصوم

                                تصوري ست هميشه

                                    هميشه بي تصوير

                                          هميشه بي تعبير

 

اگر تو بازنگردي

    نهالهاي جوان اسير گلدان را

        كدام دست نوازشگر آب خواهد داد

 

چه كس به جاي تو آن پرده هاي توري را

    به پشت پنجره ها پيچ و تاب خواهد داد

 

اگر تو بازنگردي

    اميد آمدنت را به گور خواهم برد

 

و كس نمي داند

    كه در فراق تو ديگر

         چگونه خواهم زيست

                    چگونه خواهم مرد

 

شعر از: حميد مصدق



:: موضوعات مرتبط: شعر

نویسنده : massi تاریخ : شنبه بیست و نهم بهمن 1390      


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به لطفا کمی عاشق باشید ! مي باشد.